تبليغاتX
آشنایی با قشقایی ها (2)
پيرامون تاريخچه، افتخارات و افق آتي زبان توركي در ايران و دنيا
   سلام به دوستان

شاید شما دوستان هم مایل باشید نامهای اصیل تورکی روزهای هفته را بدانید. در این زمینه، مقاله جالبی دیدم از آقای مهران بهارلی که در زیر تقدیم می نمایم.

=================================== 

تصحيح چند غلط مصطلح

ائرته سي - آرديسي :
در نام روزهاي هفته در تركيه و آزربايجان به تركيباتي با استفاده از كلمه ائرته برخورد مي شود، مانند جومعه ائرته سي-جومارتئسي (شنبه، بعد از جمعه) و بازار ائرته سي-پازارتئسي (دوشنبه، بعد از يكشنبه). "ائرته" در زبان تركي به معني زود و قبل، پيش، صبح .... غيره بوده و كاربرد آن به معني بعد در تركيبهاي جومعه ائرته سي (جومارته سي) و بازار ائرته سي (پازارتئسي) نادرست است. ائر به معني زود و قبل از موعد است و در تركيبهاي ائر-گئج (دير و يا زود)، ائركن (زود، پيش از موعد)، و ائرته ديده مي شود. در تركيه اين كلمه معناي دير و بعد كسب كرده است، چنانچه ائرته له مك به معني به تاخير انداختن بكار مي رود. اما بنظر مي رسد كه كلمه "ائرته سي" در نام دو روز جومعه ائرته سي و بازار ائرته سي، اساسا ربطي به "ائرته" به معني زود و قبل و .... فوق نداشته و در اصل "آرديسي" ريشه گرفته از "آردي" به معني بعدي بوده كه در طول زمان به ائرته سي تبديل شده است. (جوما آرديسي به جوما ائرته سي، بازار آرديسي به بازار ائرته سي، ....). چنانچه امروز نيز در محال يكانات آزربايجان ...

 

ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه نوزدهم تیر 1387ساعت 9:48  توسط آيدين قشقايي  | 

سلام به دوستان،

امروز می خوام یکی دیگر از نوابغ ادبیات تورکی را از سایت رادیو ف.ر.د.ا خدمتتون معرفی کنم : جناب آقای چنگيز آيتماتوف

=============

چنگيز آيتماتوف، نويسنده قرقيزستانی، يکی از شناخته شده ترين نويسندگان اتحاد شوروی سابق، در شهر نورنبرگ آلمان درگذشت. آيتماتوف شانزدهم ماه مه به علت نارسايی کليوی در بيمارستان بستری شده بود.

داستان های آيتماتوف به ۱۵۰ زبان، از جمله فارسی، ترجمه شده و بيش از ۴۰ ميليون نسخه فروش رفته اند.

چنگيز آيتماتوف، به عنوان نويسنده ای شناخته شده است که آثار او آکنده از جلوه های زيبای طبيعت اند، اسطوره ها و افسانه های کهن جايگاه ويژه ای در آن ها دارند و سنت های شرق و زندگی امروزين در تقابلی دراماتيک قرار می گيرند؛ آثاری شاعرانه که جانبداری از طبيعت و محيط زيست و رابطه انسان با طبيعت در آن ها بارز است.

چنگيز آيتماتوف ۱۲ دسامبر ۱۹۲۸ در دهکده «شکر»، واقع در آسيای مرکزی به دنيا آمد؛ جايی که مناظر آن با دريای «ايسيک کول» (دريای گرم) و کوه «تيانشان» با ارتفاع نزديک به هفت هزار متر، چشم انداز طبيعت زيبای کتاب های او را شکل می دادند. دنيايی که کوه های سر به فلک کشيده آن نماد سنت های سخت اين سرزمين اند و با دنيای آن زمان اتحاد شوروی در تقابل قرار داشتند.

پدر چنگيز، تورکول آيتماتوف به همراه دو برادرش که از بلشويک های منطقه بودند؛ در دوران تصفيه های استالينی در سال ۱۹۳۷ به جرم ناسيوناليسم بازداشت و در سال ۱۹۳۸ اعدام شدند. مادرش، نجيمه چازيونا، که تاتار بود در تئاتر منطقه بازيگری می کرد.

با مرگ پدر، چنگيز در چهارده سالگی ترک تحصيل کرد و به کار در اداره روستا مشغول شد. بعدها توانست درس خود را ادامه دهد و در رشته دامپزشکی تحصيل و کار کند و همزمان به روزنامه نگاری بپردازد.

در سال ۱۹۵۶ تحصيل در انستيتوی ادبيات ماکسيم گورکی در مسکو را آغاز کرد و پايان نامه او رمان «جميله» بود که در سال ۱۹۵۸ آن را نوشت. رمان «جميله»، موفقيت بزرگی را نصيب


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه چهارم تیر 1387ساعت 9:31  توسط آيدين قشقايي  | 

یوسفعلی بیگ فرزند خسرو بیگ از طایفه قره قانلو است . در جوانی نزد حاجی بابا خان کلانتر طایفه دره شوری منشی بوده و او را "میرزا" خطاب می کردند . در آنجا با دختری به نام سلطان آشنا می شود و عشق و علاقه شدید به سلطان و شکست در عشق از طایفه دره شوری جدا شده و به طایفه عمله هجرت می کند . او مردی بلند قد و با وقار بوده که شال باریکی از روی آرخالوق به کمر می بسته و همیشه لوله ای کاغذ و قلمدانی به شالش میزده . از تاریخ تولد و وفاتش اطلاع دقیقی در دست نیست اما حدود وفاتش را بین سالهای1325 و 1332 حدس زده اند که در مسافرت به دهاقان دار فانی را وداع گفته است .

روحش شاد و یادش گرامی باد .

با ماذون سمت استاد و شاگردی داشته ، خود او این مطلب را در دو بند شعر که به دوست شاعرش محمد ابراهیم می نویسد و مرگ ماذون را خبر می دهد بیان کرده است .

ابراهیم گل سنه ورم بیر خبر

بو خبر چوخ ادمش بیزلر اثر

ماذون بو دنیادان ایلده سفر

آخرت ملکنه یاد اتدی گتده

بیزه مرشدده خوب کامل استاد

بوندان بله چوخ ایلرگ اونه یاد

وفا پیشه مجنون،جفاکش فرهاد

عجوزه دنیادان داد اتده گتده


در عین تنگدستی و فقر تمام عمر خود را با عزت و احترام سپری کرده و همیشه در میان مردم ایل محترم و عزیز بوده است . او شاعری است عاشق و عاشقی است شاعر . دلی آتش گرفته دارد و سخنش جانسوز است .

اما سلطان کیست که چنین نامش در ادبیات قشقایی جاودانه است و بدون شک تا زبان قشقایی باقی است همچنان جاودانه خواهد ماند . سلطان دختر موطلایی یکی از کارگزاران حاجی بابا خان کلانتر طایفه دره شوری است که چونان آهوی وحشی در اوج شیدایی و جوانی شاعر،او را افسون زیبایی خود می کند . آتش عشق شعله می کشد . جلوه ای از رخ یار کار خود را می کند و دختر افسونگر ایل بر دل و جان شاعر، آتش زده و خود آسوده و بی خیال می خرآمد. شاعر که در دلش شوری برپاست غزلهای شورانگیزی می آفریند که هر دلی از شنیدن آنها می لرزد .عشق روز به روز بیشتر اوج می گیرد . کلانتر و ریش سفیدان طایفه را برای خواستگاری از سلطان نزد پدر سلطان می فرستد اما چنین پاسخ می گیرد : میرزا به دخترم شعر گفته است به او دختر نمی دهم .

آری رسوم متداول قبیله ای که بسیاری از آنها پایبند هیچ منطقی نیستند یکی نقش خود را بی رحمانه ایفا می کند و در کار عشق گره می افتد . درهای امید یکی یکی بسته می شود . از دست کسانی که خیرخواهانه پندش می دهند فغانش به آسمان بلند می شود . اما سلطان نصیب رقیب می گردد . عشق یوسفعلی بیگ و نام سلطان پا به پای اشعار شیرین یوسف خسرو سیر ابدی می کنند .

اینک غزلهایی زیبا از این شاعر را خدمتتان ارائه می کنم که تمام آن به زبان ترکی است در صورتی که مایل به ترجمه این اشعار هستید برایم پیام دهید تا ترجمه کنم .


قربانلوق گجسه

قربانلوق گجسه آیرولوب گدمه

سحر کیملر اولور قوربانونگ سننگ

قربان که دیللر ایلده بیر اولور

هر گونده من اولام قوربانونگ سننگ

گوزل هجرانونگدان چوخ تاب ایلدم

هانسه گجه لرده من خواب ایلدم

اجل جان ایسته ده جواب ایلدم

قویموشام که ادم قوربانونگ سننگ

سن منه رحم ایله سن بیلنگ تاره

بو دنیا فانی دور یوخ اعتباره

یوسف خسرونگ وفاله یاره

بیر شیرین جانوم وارقوربانونگ سننگ

سن بیر بهشت باغه

سلطان تلنگ سنبل ایزنگ قزل گول

گلدان نازکتردر ایزنگ قوربانه

سن بیر بهشت باغه من غمله بولبول

سوسنله سنبلله یازونگ قوربانه

سلطان تلنگ دارایوبان توکنده

توکولان یرلردن زولفونگ بیکنده

آلا گوزلرنگ سرمه چکنده

محو ادر عاشقه گوزنگ قوربانه

سلطان بلور صراحی در بوخاقونگ

قزل گولونگ غنچه سودور دوداغونگ

شیرین دانوشماگونگ شیرین مذاقون

او شیرین صحبتنگ سوزونگ قوربانه

هاچان اولور یازا دونه بو قیشلر

هاچان اولور دوغره گله بو ایشلر؟

بویونگا گیدیرام زری قماشلار

گلاباتون سراندازونگ قوربانه

یوسف خسرو دیر یار مشکبو

گل اوتوراگ بیر بیرنان روبرو

بیر خلوتده اولاگ گرم گفتگو

سن نازاد من چکم نازونگ قوربانه

 

منبع :

http://mazun-turkce.blogspot.com/

 

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و نهم اردیبهشت 1387ساعت 12:7  توسط آيدين قشقايي  | 

سلام به دوستان

امروز باز هم می خواهم یک شاعر دیگر قشقایی را خدمتتان معرفی کنم : خواهر راضیه کاظمی کرانی از وبلاگ ماذون .

==============

راضيه كاظمي كراني 26 اسفند 1361 در روستاي صحراي باغ از توابع شهر لار- طايفه عمله تيره كراني ایل قشقایی- بدنيا آمد. نوشتن را از 10 سالگي با انشانويسي و داستان نويسي آغاز كرد. از سال 1380 شروع به خواندن كتابهاي تركي كرد و الفباي لاتين زبان تركي را نيز فرا گرفت وي سرودن اشعار تركي را به طور جدي از تابستان سال 1384 آغاز كرده است. ايشان اشعاري نيز به زبان فارسي سروده اند.

                                                       قشقایی ال

Sen Araz çayından geçmemişeñ sen سن آراز چاييندان گئچمه ميشنگ سن؟
Körpeleriñ etteginde yaymamışeñكورپه لرينگ اتگينده يايمه ميشنگ سن؟

Ayrılığa qana sebri çox ellimآيريليغا قاناه صبري چوخ ائليم
Döndüg içi bir körpü vurmemişeñ senدوندوگ ايچي بير كوپرو وورمه ميشنگ سن؟

Dine dine de ki seni satdılarدينه دينه دئ كي سني ساتديلار
Hürmetiñi boyun ardına atdılarحرمتينگي بويون آردينا آتديلار

Özleri ve yaşıl yanan gözleriاوزلري و ياشيل يانان گؤزلري
Çadırleri kend etdiler qoyunları satdılarچادرلري كند ائتديلر قويونلاري ساتديلار

Kim döşledi senin torpağını ataكيم دوشله دي سنين تورپاغين آتا
Dedü ged ged o uzaq yollaraدئدي گئد گئد او اوزاق يوللارا

Dalınca aşıqınen sazı yollaramدالينجا آشيقينن سازي يوللارام
Çölden yolla ara düşen dağlaraچولدن يوللا آرا دوشن داغلارا

****

Qaşqa çemen bağçasiniñ almasıقاشقا چمن باغچاسينين الماسي
Çölden dağa yüreğimiñ parasıچولدن داغا اؤرگيمين پاراسي

İnanma ki bir gün senden ayrılamاينانما كي بير گؤن سندن آيريلام
Çağırınen çörek yüreğimin faydasıچاغيرينن چوره گ اوره گيمين فايداسي


Menden sora bu bağ o bu üzümlerمندن سورا بو باغ– و بو اؤزوملر
Gelinlerin ağ boyunu o düzümlerگلينلرين آق بويونو و دوزوملر

Menden sora vefa kimsede görmeمندن سورا وفا كيمسه ده گؤرمه
Qardaş olmaz mene özgelerقارداش اولماز منه اؤزگه لر


Meni qovduñ olduz olañ göylereمني قوودونگ اولدوز اولانگ گؤيلره
Yere vurdiñ el tapmayam ellereيئره ووردونگ ال تاپمايام اللره

Bezenmiş gelin tek gözel iy varıñبزنميش گلين تك گوزه ل ايي وارينگ
Yel eseydi tutiyañı gözlereيئل اسه ايدي توتيانگي گؤزلره

+ نوشته شده در  یکشنبه هشتم اردیبهشت 1387ساعت 9:29  توسط آيدين قشقايي  | 

سلام به دوستان

امروز می خواهم مطالبی در مورد ماذون قشقایی شاعر شیرین زبان قشقایی از وبلاگ ماذون و وبلاگ قشقایی بیاورم. امیدوارم آن را بپسندید.

====================================

در میان شاعران ایل قشقایی که بیشتر آنان گمنام می باشند و هیچ کدام دیوان یا اثر ادبی مکتوبی ندارند دو شاعر بیشتر شناخته شده و اشعار آنان زینت بخش محافل می باشد که میرزا ماذون و یوسفعلی بیگ معروف به یوسف خسرو می باشند.

محمد ابراهیم فرزند سید علیرضا متخلص به ماذون بزرگترین سخن سرایان قشقایی در سال 1246 هجری قمری از مادری از طایفه عمله به دنیا آمده است و در سال 1313 هجری قمری در شهر شیراز وفات یافته و در بقعه متبرکه شاهزاده منصور مدفون است .

و اما اشعاری چند از این شاعر بزرگ :

وادی محنت

وادی-ي محنتده من اولدوم مجنون
کیمه دیه م بو دیوانا درديمه
یارونگ هئجرانوندان باغريم اولده خون
دئمگ اولماز هر نادانا درديمه

او بولبول که آیره دیشده گولوندن
دایم ناله چکه ر هجران الیندن
باد-ي صبا زندانیلر دیلندن
بیر بیان ائد گلستانا درديمه

طاقتيم کسيليب آراميم یوخدور
خوش گینم گئچیبدور همدميم یوخدور
من که سر سوزومه محرمم یوخدور
قوی بیلمه سون هچ بیگانا درديمه

بولبول شوقی گول باغوندان تکنمه ز
عئشقين شوره دماغندان تکنمه ز
ماذون سوزه دئمه گينان تکنمه ز
گورگ یازام داستانا درديمه
-----
ترجمه

در وادی محنت من مجنون شدم
به کی بگم این درد دیوانه ام را؟
از هجر یار جگرم خون شد
دردم را به هر نادانی نمی توان گفت

بلبلی که از گلش جدا افتاد
همیشه از هجر ناله می کشد
باد صبا از زبان زندانیان
به گلستان دردم را بیان کن

طاقتم بریده و آرامی ندارم
روزهای خوبم سپری شده و همدمی ندارم
من که برای اسرارم محرمی ندارم
بگذار تا هیچ بیگانه ای دردم را نداند

هرگز شوق بلبل از باغ گل تمام نمی شود
و شور عشقش هیچ وقت تمام نمی شود
گفته های ماذون با گفتن تمام نمی شود
باشد که دردم را در داستان ها بنویسم
====

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه هشتم اردیبهشت 1387ساعت 8:8  توسط آيدين قشقايي  | 

سلام دوستان، خسته نباشيد

باعرض پوزش بابت تاخير در بروز رساني وبلاگ. امروز مطالبي در مورد حماسه آلپايميش -يكي ديگر از حماسه هاي خلق تورك- را برايتان آورده ام. اميدوارم بپسنديد.

===============================================

آلپاميش نام قهرماني افسانه اي است كه بر اساس برخي منابع از قرن دهم و برخي ديگر از قرن چهاردهم ميلادي سينه به سينه روايت شده و در اين روند به داستانهاي منظوم و سنتي و بخشي از ادبيات شفاهي آسياي مركزي تبديل گرديده است . بر اساس تخمين كارشناسان ادبيات شفاهي ،تاكنون چهارده هزار بيت شعر توركي در مورد آلپاميش جمع آوري شده است.

بر اساس روايات منقول،آلپاميش با داستانهاي سنتي قبايل تورك در دشت قبچاق يعني منطقه اي كه مغولستان ، قزاقستان، قرقيزستان و بخشي از ازبكستان را در بر مي گيرد آميخته است.اين قهرمان را مي توان با ماناس در داستان هاي قرقيزي و يا رستم در داستان هاي فارسي مقايسه نمود. مليت هاي قزاق، قره قالپاق و باشقيرهاي تاتار،آلپاميش را از خود مي دانند و هريك به گونه اي از اين قهرمان ياد مي كنند.ازبكها نام اين قهرمان را «آلپاميش» ، قزاقها و قره قالپاقها«آلپاميس» ،اهالي كوهستان آلتاي «آق پوميش يا آلپوميش»، باشقيرهاي تاتار«آلپميش» و تاتارهاي قزاق«آلپاميشته» مي نامند.آلپاميش در ميان تاجيكها به دليل حاكميت زبان فارسي جايگاه ويژه اي ندارد.

در قرون 16 و 17 هنگامي كه  قلماقها (يكي از قبايل تورك) به دشت قبچاق حمله كردند برخي از اديبان زمان،جمع آوري متون مختلف از داستانهاي آلپاميش را براي حفظ ادبيات تورك،ضروري دانسته و به اين امر اقدام نمودند. از آن زمان تاكنون دو متن بزرگ و اصلي و سي متن كوچك از اين داستانها جمع آوري و حفظ شده است.فاضل يولداش اوغلي نقال و نويسنده معروف ازبك در جمع آوري و بازنويسي متون اصلي اهتمام ويژه اي داشت و تلاشهاي وي باعث شد تا اين متون ناياب تجديد چاپ شده و از طريق كتابخانه هاي ازبكستان در دسترس علاقمندان قرارگيرد.

در اين داستانها آلپاميش يك شخصيت ظلم ستيز است كه براي حفظ استقلال و يكپارچگي قبايل تورك و استقرار صلح و آرامش مبارزه مي كند. وي با اخلاق حسنه و حسن سلوك مي تواند الگوي مردم خود باشد.عشق به ميهن،علاقه به مردم و صداقت در رفتار از خصوصيات آلپاميش است.ازشخصيتهاي ديگر داستانهاي آلپاميش،دختري به نام «بارچين» است كه محبوبه الپاميش مي باشد. همچنين «قلدرغاچ» خواهر و يادگار آلپاميش است.

زندگي آلپاميش به دو دوره تقسيم شده است در دوره اول ، وي براي نجات محبوبش «برچين» كه توسط قلماق ها اسير شده به آن سرزمين سفر كرده و با پهلوانهاي قلماق مصاف ميكند.وي پس از نجات «برچين» با وي ازدواج كرده و پدر وي را به قبيله خود منتقل مي كند.

در دوره دوم،آلپاميش براي نجات پدر و مادر همسر خود از دست قلماق ها با تابچه خان حاكم ظالم قلماق مي جنگد اما شكست خورده و اسير مي شود و هفت سال در زندان قلماق ها مي ماند.وي پس از اين مدت از زندان فرار كرده و حاكم ظالم را مي كشد و دوست خود كيقباد را بجاي وي بر مسند قدرت مي نشاند و به سرزمين خود باز مي گردد.

از زاويه اي ديگر مي توان گفت كه حماسه آلپاميش داستان جنگ بين دو قبيله قنغرات متعلق به آلپاميش و قبيله قلماق متعلق به دشمن مي باشد كه بي شباهت به جنگهاي ايران و توران در شاهنامه فردوسي نيست .

 آلپاميش اولين نماينده ادبيات شفاهي تورك زبانان آسياي مركزي مي باشد.اين داستانها به عنوان منابع تاريخي براي هويت قومي تورك زبانان از آلتاي شرقي تا كوههاي اورال تلقي شده و از آنجا كه يادآور مبارزه مردم منطقه بر عليه اشغالگري و نيل به آزادي مي باشد در دوران روسيه تزاري موجب نارضايتي حكام وقت بوده تا حدي كه از نقل سينه به سينه آن ممانعت مي كردند.

در واقع روسها با تبليغ ناسيوناليسم روسي سعي در تحريف و حذف ادبيات فولكلوريك ملل آسياي مركزي  را داشته و در اين روند بسياري از متون داستاني الپاميش را نابود يا تحريف نموده اند.

البته از آنجا كه نقالها جايگاه خاصي در ادبيات سنتي منطقه داشته و دارند امكان نابودي كامل قصه هاي آلپاميش وجود نداشت و در حقيقت نقالها در يك حركت مبارزاتي ، داستانهاي آلپاميش را با اهداف ضد روسي ،‌ مسيحيت گريزي و ملي گرايي به نسل بعد انتقال داده اند.

استفاده از منابع اسلامي در نقل اين داستانها ار نكات حائز توجه مي باشد.بعد از قرن دهم و بخصوص در قرون چهارده تا هفده ميلادي به دليل اعتقادات اسلامي مردم،داستانهاي آلپاميش با اسلام آميختگي خاصي پيدا كرد و رواياتي از كتب قضاوت نامه و فتح نامه به اين داستانها اضافه شد و نقالها كه بيشتر داراي گرايشات و اعتقادات اسلامي بودند پيروزي آلپاميش را ناشي از قدرت خدا و تعاليم اسلامي و تمسك به سيره پيامبر(ص) مي دانستند.و حتي امروز نيز يكي از مباحث آكادمي ادبيات ازبكستان اسلام و آلپاميش است.چندي قبل نيز راديوي ملي ازبكستان با حضور ادباي كشور در مورد آلپاميش و اسلام برنامه ويژه اي اجرا نمود.اساتيد ادبيات ازبكستان معتقدند قصه هاي آلپاميش به دنبال نوعي همبستگي بين انسان و خدا مي باشد.چرا كه اين قهرمان قدرت خود را ناشي از قدرت خدادانسته و پيروزي در مقابل دشمنان را بخاطر نيت خداطلبانة خود مي داند.

نكته ديگر اينكه اين داستانها در هنگام گفتگو از آداب و سنن ملل منطقه، به موسيقي توجه خاصي داشته و استفاده از صوت موذن در زمانهاي مختلف را حركتي نه فقط براي دعوت به نماز بلكه براي حفظ فرهنگ مردم اين سرزمين بشمار مي آورد.نقالان نيز به هنگام نقل بخش هاي مذهبي داستان از شيوه خاصي نظير تلاوت قران و نوحه كه به آن قرائت مذهبي مي گويند استفاده مي كنند كه اين امر آميختگي داستان با مفاهيم اسلامي را تائيد مي كند. در اين داستانها، پس از پيروزي آلپاميش بر دشمنان كه خائنين به ملت خطاب مي شوند،فرد مجرم اعدام نمي شود بلكه در راه خدا آزاد شده و به يافتن راهي براي حركت به سوي معبود اصلي يعني خداوند ترغيب مي شود.

داستانهاي آلپاميش معمولا داراي سه بعد مي باشد.اين ابعاد عبارتند از:

1-بعد حماسي(قهرماني)

2-بعد عاشقانه

3-بعد تربيتي

در بعد حماسي، داستان قهرماني هاي آلپاميش و پيروزيهاي وي بر عليه ستمكاران و نيروهائي كه قصد ايجاد تفرقه و شكاف در ميان قبايل دارند،نقل مي شود.در اين مرحله وي مبارزه براي آزادي معشوقه خود را تنها يك انگيزه فردي ندانسته و آن را در جهت نابودي ظلم و ايجاد تفاهم ميان قبايل تلقي مي نمايد.مبارزات الپاميش براي نجات معشوقه و جانبازيهاي وي در اين راه كه حتي منجر به اسارت طويل المدت وي مي گردد و همچنين اشعاري كه در دوران جنگ و اسارت براي معشوقه خود مي سرايد از لطافت خاصي برخوردار بوده و با داستانهاي بيژن و منيژه و شيرين و فرهاد قابل مقايسه است. اين داستانها در كنار ابعاد حماسي و عاشقانه داراي لطائف و نصايح تربيتي نيز بوده و با استفاده از نظم ونثر.خصائل نيكوي انسان از جمله صداقت،ميهن دوستي،بزرگ منشي ، مناعت طبع،احترام به بزرگان و مبارزه براي نابودي ظلم را ترغيب مي كند.

در برخي از قصه هاي آلپاميش تمام ابعاد سه گانه وجود داشته و اين داستانها كه به قصه هاي بلند موسومند طرفداران بيشتري در ميان توده هاي مردم دارند.معمولا نقالان براي روايت قصه هاي آلپاميش مشكلات خاصي دارند.آنها براي راضي كردن مخاطبين بايد تمام داستان را تعريف كرده و از خلاصه گوئي و افزودن مطالب اضافه به داستان پرهيز نمايند نقالان حتي بايد با لهجه شخصيت هاي داستان صحبت كرده و داستان را با موسيقي و رقصهاي سنتي آميخته كنند.در برخي از شهرستانها داستانهاي آلپاميش در مجالس عروسي و ختنه سوران نقل شده كه موجب ايجاد فضاي فرهنگي در مراسم مي گردد و همين امر موجب حفظ داستانهاي فولكلوريك آلپاميش شده است.

كلام آخر اينكه در سالهاي اخير سمينارهائي در جهت حفظ و ترويج ابعاد فرهنگي داستانهاي آلپاميش به عنوان ادبيات شفاهي منطقه در كشورهاي اسياي مركزي برپا شده است.برگزاري كنفرانس بزرگداشت هزاره آلپاميش در ازبكستان از اين نمونه اقدامات تلقي ميگردد و به نظر مي رسد با مرور زمان ابعاد بيشتري از اين حماسه تاريخي مردم آسياي مركزي روشن گردد. 

 

منابع:

1-H.B.Paskoy – Central Asian identity under the Russian rule

2-Abubekir Anmadjan Divay -Alpamish 


http://www.bashgah.net/modules.php?name=News&file=print&sid=4878

+ نوشته شده در  شنبه بیست و سوم دی 1385ساعت 11:46  توسط آيدين قشقايي  | 

سلام دوستان، خسته نباشيد

امروز مي خواهم كمي در مورد سرنوشت زبان توركي در ايران با هم صحبت كنيم. واقعيت آن است كه توركها از لحاظ جمعيتي از پرجمعيت ترين اقوام ايراني ساكن در فلات ايران هستند و مثل بسياري از اقوام ديگر هم ارزشهاي فرهنگي خاص خودشان را هم دارند. با اينحال، متاسفانه به امر تدريس زبان توركي -و ساير زبانهاي غير فارسي موجود در ايران- توجه چنداني نشده است.

چون هدف من از راه اندازي اين وبلاگ كمك به تقويت جايگاه زبان توركي در ايران است لذا بر آن شدم تا مختصري راجع به شناسايي بعضي از نهادهاي متولي زبان تورك در سطح دنيا اشاره كنم تا با شناسايي آن توسط شما، راه براي جلوگيري از به فراموشي سپرده شدن اين موضوع از اذهان مردمان تورك زبان ايران فراهم گردد.

يكي از متوليان بين المللي زبان توركي، بنياد زبان توركي (Türk Dil Kurumu) است كه در توركيه و به سال ۱۹۳۲ تشكيل شده است و در اينترنت هم با مراجعه به آدرس زير مي توانيد به اطلاعات لازم در مورد آن دست يابيد : 

http://www.tdk.gov.tr/TR/default.aspx?F6E10F8892433CFFAAF6AA849816B2EF4376734BED947CDE

متاسفانه مطالب اين سايت فقط به زبان توركي آناتولي است و نسخه انگليسي ندارد و اگر با خواندن و نوشتن به زبان توركي استانبولي آشنا نيستيد دو سايت زير را براي يادگيري آن، در زير معرفي مي كنم :

۱- http://www.turkishclass.com/ كه اين سايت به انگليسي زبانان زبان توركي آناتولي را آموزش مي ده و يك فرهنگ لغت مشت داره به آدرس http://www.turkishdictionary.net كه فرهنگي انگليسي-توركي و بالعكس محشري داره و اگر انگليسي تون خوبه بهتون سفارش مي كنم به اين سايت مراجعه كنيد.

۲- فرهنگ گوياي توركي http://www.seslisozluk.com/ كه يك فرهنگ جامع انگليسي-توركي-آلماني گوياست كه ريشه كلمات (از لحاظ تعلق به زبانهاي ديگر) را هم در بر دارد.

۳- فرهنگ جامع بنياد زبان توركي به آدرس http://tdkterim.gov.tr/  كه يك فرهنگ جامع توركي-انگليسي است. لطفاً توجه كنيد كه هنگامي كه مي خواهيد معادل يك كلمه انگليسي در زبان توركي را بدانيد ابتدا منوي Diğer diller را تيك بزنيد بعد كلمه ara را كليك كنيد.

الحمدالله بنياد زبان توركي در زمينه واژه يابي كارهاي بسيار مفيدي انجام داده و توانسته درجه خلوص زبان توركي را در حد قابل قبولي حفظ نمايد. در لينك زير نمونه آخرين واژه هايي كه جايگزين واژه هاي بيگانه شده است آمده است :

http://en.wikipedia.org/wiki/List_of_replaced_loan_words_in_Turkish

موقعي كه كمي توركي آناتولي را ياد گرفتيد به وب سايت توركي سايت بي بي سي يا وب سايت توركي سايت سي.ان.ان مراجعه و اخبار روز جهان را به زبان توركي بخوانيد.

سايت توركي بي بي سي

سايت توركي سي.ان.ان

توركهاي ايران به راحتي اين زبان را ياد مي گيرند. نگران نباشيد توركي آناتولي با توركي توركان ايران يكي است منتهي چون منطقه جغرافيايي آنها با توركهاي ايران متفاوت بوده طبيعي است كه بعضي از واژه هاي آنها با ما تفاوت جزئي داشته باشند اما كليت زبان آنها با ما يكي است. مطمئنم كمي كه پيش رفتيد اين موضوع را خودتون هم تصديق خواهيد كرد.

عزيزان اينو گفتم كه بهتون بگم اگر چه بعضي از ماها نسبت به سرنوشت زبانمون بي تفاوت شديم اما هستند موسساتي كه به ما آموزش رسمي اين زبان را بدهند پس يا علي شروع كنيم.

+ نوشته شده در  یکشنبه چهاردهم آبان 1385ساعت 18:33  توسط آيدين قشقايي  | 

همچو داستان‌ آفرينش‌، در جهان‌ ترك‌ نيز داستان‌ ارگنه‌قون‌، داستان‌اوغوز خاقان‌، داستان‌ ماناس‌، حكايتهاي‌ دده‌ قورقود، داستان‌ كوراوغلو، ديوان‌ لغات‌الترك‌، قوتادقوبيليگ‌، عتبة‌الحقايق‌،محاكمه‌اللغتين‌… از ارزشهاي‌ فرهنگي‌ مشترك‌ بين‌ ملتهاي‌ ترك‌، ازميراث‌ نوشته‌هاي‌ اورخون‌، از قهرمانان‌ آفرينندة‌ داستانها، قهرمانان‌ رااسطوره‌ ساختن‌، ابدي‌ كردن‌، جاودانه‌ نمودن‌، در آوردن‌ سنگ‌ و مرمربه‌ صورت‌ سنگ‌ نبشته‌، مثل‌ چهارچوبه‌ گلدوزي‌ محصول‌ كار يك‌دوره‌ مي‌باشد.

منظور از سنگ‌ نبشته‌هاي‌ اورخون‌ همان‌ است‌ كه‌ امروزه‌ در داخل‌مرزهاي‌ جمهوري‌ خلق‌ مغولستان‌ يعني‌ سرزمينهاي‌ اجدادي‌ ما تركهابه‌ صورت‌ سه‌ سنگ‌ نبشته‌ (سنگ‌ نبشته‌ كؤل‌ تيگين‌، سنگ‌ نبشته‌بيلگه‌ خاقان‌ و سنگ‌ نبشته‌ بيلگه‌ تونيوكوك‌) قرار گرفته‌ است‌. سنگ‌نبشته‌هاي‌ كؤل‌ تيگين‌ و بيلگه‌ خاقان‌ در منطقه‌ «كوچهو - تسايدام‌» درجوار رودخانه‌ اورخون‌، و سنگ‌ نبشته‌ بيلگه‌ تونيوكوك‌ هم‌ در منطقه‌«باين‌ تسوكتو» (باين‌ چوكتو) قرار دارد. سنگ‌ نبشتة‌ بيلگه‌ تونيوكوك‌(علي‌ رغم‌ قرار گرفتن‌ در جوار رودخانه‌ اورخون‌)، همراه‌ با سنگ‌نبشته‌هاي‌ اورخون‌، مثل‌ سنگ‌ نبشته‌هاي‌ كؤل‌ تيگين‌ و بيلگه‌ خاقان‌به‌ يك‌ دوره‌ منسوب‌ و عين‌ موضوعات‌ را شامل‌ مي‌شود.

 

سنگ‌ نبشته‌ها

سنگ‌ نبشتة‌ كؤل‌تيگين (Kol Tigin )‌

اين‌ سنگ‌ نبشته‌ بعد از مرگ‌ كؤل‌ تيگين‌ در سال‌ 732 توسط‌ برادر بزرگ‌ بيلگه‌ خاقان‌ ساخته‌شد. اين‌ سنگ‌ نبشته‌ به‌ ارتفاع‌ 375 سانتيمتر، ساخته‌ شده‌ از مرمر خاكستري‌ چهاروجهي‌مي‌باشد كه‌ در طرف‌ شرقي‌ آن‌ 40 سطر و در طرفهاي‌ جنوبي‌ و شمالي‌ آن‌ هر كدام‌ 13 سطر(جمعاً 66 سطر) متنهايي‌ به‌ زبان‌ تركي‌ و يا حروف‌ كؤك‌ تورك‌ مشاهده‌ مي‌شود. در سنگ‌ نبشته‌از زبان‌ بيلگه‌ خاقان‌ حادث‌ مربوط‌ به‌ تاريخ‌ كؤك‌ تورك‌ نقل‌ مي‌شود. نويسنده‌اش‌، برادر زادگان‌بيلگه‌ خاقان‌ و كؤل‌ تيگين‌، يوللوق‌ تيگين‌ است‌. در سنگ‌ نبشته‌ توضيحاتي‌ مربوط‌ به‌ يوللوق‌تيگين‌ يافت‌ مي‌شود (طرف‌ جنوبي‌ در 13 سطر، در پخهاي‌ جنوب‌ شرقي‌ و جنوب‌ غربي‌)، دراصل‌ اين‌ سنگ‌ نبشته‌ در مقابل‌ قاعده‌اي‌ لاك‌ پشت‌ مانند قرار دارد كه‌ در طرف‌ شرق‌ سنگ‌ نبشته‌،مهر عمومي‌ ترك‌ يعني‌ بزكوهي‌ ديده‌ مي‌شود. در رأس‌ سنگ‌ نبشته‌ كه‌ به‌ طرف‌ شرق‌ و غرب‌متمايل‌ است‌ تصاوير مربوط‌ به‌ بچه‌ گرگي‌ است‌ كه‌ از مادرش‌ شير مي‌خورد. تصوير زير مجسمه اي از كول تيگين است.

  

سنگ‌ نبشتة‌ بيلگه‌ خاقان (Bilge kagan)

اين‌ سنگ‌ نبشته‌ در منطقه‌ كوچهو - تسايدام‌، در نزديكي‌ سنگ‌ نبشته‌ كؤل‌تيگين‌ و در يك‌كيلومتري‌ آن‌ قرار دارد. بعد از مرگ‌ بيلگه‌ خاقان‌ از جانب‌ پسر كوچكش‌ تئنري‌ خاقان‌، كل‌ مزار وقسمتي‌ از سنگ‌ نبشته‌، در سال‌ 735 به‌ نام‌ بيلگه‌ خاقان‌ بنا شد. سنگ‌ نبشتة‌ بيلگه‌ خاقان‌ از نظرشكل‌، ساخت‌ و محتوا شباهت‌ زيادي‌ با سنگ‌ نبشته‌ كؤل‌ تيگين‌ دارد. اين‌ سنگ‌ نبشته‌، نيز مثل‌سنگ‌ نبشتة‌ كؤل‌ تيگين‌ قاعده‌اي‌ شبيه‌ لاك‌پشت‌ دارد. چهاروجهي‌ بوده‌ و نزديك‌ به‌ 385سانتي‌متر ارتفاع‌ دارد. در طرف‌ شرق‌ آن‌ متنهايي‌ با 41 سطر، در طرف‌ شمال‌ و جنوب‌ هر كدام‌15 سطر به‌ زبان‌ تركي‌ و با حروف‌ كؤك‌ تورك‌ وجود دارد. در طرف‌ غرب‌ هم‌ همچون‌ سنگ‌نبشته‌، كؤل‌ تيگين‌، خلاصه‌اي‌ از متنهاي‌ موجود طرفهاي‌ ديگر به‌ زبان‌ چيني‌ ديده‌ مي‌شود. دراين‌ طرف‌ همچنين‌ به‌ طور مجزا چند سطر به‌ زبان‌ تركي‌ و با حروف‌ كؤك‌ تورك‌ مشاهده‌مي‌شود. در طرفهاي‌ جنوب‌ شرقي‌، جنوب‌ غربي‌ و غربي‌ سنگ‌ نبشته‌ (همچنين‌ در پخها) به‌زبان‌ تركي‌ و با حروف‌ كؤك‌ تورك‌ متنهاي‌ كوچكي‌ موجود است‌.

در اين‌ سنگ‌ نبشته‌ نيز مثل‌ سنگ‌ نبشته‌ كؤل‌ تيگين‌ راوي‌ اتفاقات‌ و اندرزگوي‌ مخاطب‌، بازهم‌ بيلگه‌ خاقان‌ است‌. در اين‌ سنگ‌ نبشته‌، حوادث‌ بعد از مرگ‌ كؤل‌ تيگين‌ نيز علاوه‌ شده‌ است‌.نويسنده‌ سنگ‌ نبشته‌ يوللوق‌ تيگين‌ است‌. در طرف‌ جنوبي‌ سنگ‌ نبشته‌ (15-10 سطر) مربوط‌به‌ تئنري‌ خاقان‌ و در طرف‌ جنوب‌ غربي‌ (در پخ‌ جنوب‌ غربي‌) هم‌ توضيحاتي‌ مربوط‌ به‌ يوللوق‌تيگين‌ جا گرفته‌ است‌. تصوير زير نمونه اي از سنگ نوشته هاي بيلگه خاقان است.

 

سنگ‌ نبشتة‌ بيلگه‌ تونيوكوك (Bilge Tonyukuk)

اين‌ سنگ‌ نبشته‌ كه‌ عبارت‌ از دو سنگ‌ نبشتة‌ چهاروجهي‌ مي‌باشد، قبل‌ از مرگ‌ وزير اعظم‌ وفرمانده‌ بيلگه‌ تونيوكوك‌ از طرف‌ خود وي‌ ساخته‌ شد. سنگ‌ نبشتة‌ اولي‌ 243 سانتي‌متر، دومي‌هم‌ 217 سانتي‌متر ارتفاع‌ دارند. در سنگ‌ نبشتة‌ اولي‌ 35 و در دومي‌ هم‌ 27 سطر متنهايي‌ به‌زبان‌ تركي‌ و با حروف‌ كؤك‌ تورك‌ موجود است‌. تاريخ‌ ساخت‌ و حكاكي‌ اين‌ سنگ‌ نبشته‌ به‌طور قطعي‌ مشخص‌ نيست‌. برخي‌ از محققان‌ اين‌ تاريخ‌ را 730-725 و برخي‌ ديگر نيز (ن‌.ن‌.كوزمين‌، پروفسور عثمان‌ ف‌.سرت‌ كايا) از محتواي‌ سنگ‌ نبشته‌هاي‌ كؤل‌ تيگين‌، بيلگه‌ خاقان‌ وتونيوكوك‌، تاريخ‌ ساخت‌. اين‌ سنگ‌ نبشته‌ را يك‌ دوره‌ قبل‌ از بيلگه‌ خاقان‌ (734-732) به‌ ميان‌مي‌آورند. اين‌ سنگ‌ نبشته‌ نيز همچون‌ سنگ‌ نبشته‌هاي‌ كؤل‌ تيگين‌ و بيلگه‌ خاقان‌ جزئي‌ است‌كه‌ در يك‌ كل‌ قرار گرفته‌ است‌. در زمان‌ دومين‌ خاقان‌ كؤك‌ تورك‌، در هر كدام‌ از سه‌ سنگ‌ نبشته‌،تاريخ‌ و كليه‌ حوادث‌ گذشته‌ (قبل‌ از خاقان‌ ترك‌) و زمان‌ خود را چه‌ مثبت‌ و چه‌ منفي‌ ارزيابي‌كرده‌ و نوشتند تا پيامي‌ براي‌ آيندگان‌ باشد. در اين‌ پيامها منظور، فهماندن‌ و بيان‌ اين‌ حقيقت‌است‌ كه‌: «با اتحاد و همبستگي‌ ملتهاي‌ ترك‌ در برابر هرگونه‌ زور و سختيها ايستادگي‌ خواهند كردو تا قيامت‌، هيچ‌ قدرتي‌ در برابر ملت‌ ترك‌ وجود نخواهد داشت‌، و در صورت‌ از هم‌ پاشيده‌شدن‌ دولت‌ و ملت‌ نيز از بين‌ خواهد رفت‌.» «تورك‌ اوقوز بگلري‌ بوْدون‌ ائشيدينق‌ اوزه‌ تئنقري‌باسماسار آسرايير تئلينمه‌سه‌ر تورك‌ بوْدون‌ ايلينگين‌ تؤرونگين‌ كيم‌ آرتاتي‌ اوداچي‌ ائرتي‌ تورك‌بوْدون‌ ائرتين‌ اؤكون‌»:

اي‌ بيگهاي‌ اوغوز ملتها را بشنويد، تا آسمان‌ از بالا به‌ پايين‌ سقوط‌ نكرده‌،زمين‌ در پايين‌ سوراخ‌ باز نكرده‌ (تا قيامت‌ بپا نشده‌)اي‌ ملت‌ ترك‌، ايل‌ و تبار تو را چه‌ كسي‌مي‌تواند از بين‌ ببرد؟ اي‌ ملت‌ ترك‌ هوشيار باش‌ و به‌ اصل‌ خود برگرد!

سنگ‌ نبشته‌ كؤل‌ تيگين‌ - طرف‌ شرقي‌ 23ـ22

«يويكا اركلي‌ توْپلاقالي‌ اوچوز ارميش‌ يينچگه‌ اركليگ‌ اوزگه‌لي‌ اوچوز يويكا كالين‌ بوْلسارتوْپلاقولوك‌ آلپ‌ ارميش‌ يينچگه‌ يوقان‌ بوْلسار اوزگولوك‌ آلپ‌ ارميش‌.»

هر چيزي‌ كه‌ نازك‌ باشد سوراخ‌ شدنش‌ آسان‌ است‌ و آنچه‌ ظريف‌ باشد شكستنش‌ راحت‌؛ واگر نازك‌ ضخيم‌ و ظريف‌ كلفت‌ بوده‌ باشد سوراخ‌ كردن‌ و سوا كردن‌ آن‌ راحت‌ نيست‌.

سنگ‌ نبشته‌ بيلگه‌ تونيوكوك‌ 14-13

«توروك‌ بگلر بوْدون‌ بوني‌ ائشيدينق‌ توروك‌ بوْدون‌ تيريپ‌ ايل‌ توتسيكينقين‌ بونتا اورتوم‌يانقيليب‌ اؤلسيكينگين‌ييمه‌ بونتا اورتوم‌.»

اي‌ بيگها و ملت‌ ترك‌ اين‌ را بشنويد: اتحاد و همبستگي‌ ملت‌ ترك‌ و تشكيل‌ دولت‌ قدرتمند را در اينجا حك‌ كردم‌؛ در صورت‌ عدم‌ اتحاد خواهيد مرد كه‌ اين‌ را هم‌ در اينجا حك‌ نمودم‌.

سنگ‌ نبشته‌ كؤل‌ تيگين‌ - طرف‌ جنوبي‌ 11ـ10

 

منابع : http://www.ana.azerblog.com/?p=225

http://www.kusadasi.net/info/thistory2.htm

http://www.turkleronline.com/.jpg

http://www.dilimiz.com/resimler/dilresil/tonyukuk_dogu.jpg

 

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و چهارم مهر 1385ساعت 14:8  توسط آيدين قشقايي  | 

سلام دوست و هموطن گرامي، امروز مي خواهم يكي از كتب حماسي خلق تورك را به شما معرفي كنم. اين كتاب، كتاب ماناس است.

قرقيزيهاي چين عمدتا در منطقه خودمختار اويغور سين جيانگ واقع در شمال غرب چين زندگي مي کنند و معتقد به دين اسلام هستند . اين ملت بيش از 140 هزار نفر جمعيت دارد .

کتاب حماسي اين ملت " ماناس " نام دارد که کتابي بسيار بزرگ است . به گونه اي که شمار نوسيندگان و ناشران آن به دهها هزار تن مي رسد . قرن هاي متمادي بود که ماناس کماکان به صورت کتابي کامل در نيامده بود و هيچ کسي نمي توانست آنرا کاملا بخواند . اينکه در دهه 80 قرن گذشته شخصي سالخورده قرقيزي به نام "جوسوپو مامايي" با بيش از 3 سال زحمت و مشقت و با اتکا به نيروي محافظه فوق العاده قوي توانست بيش از 115هزار بيت از حماسه ماناس را بخواند .

در سال 1995ميلادي حماسه ماناس به زبان قرقيز به چاپ رسيد . در حقيقت ماناس مرواريد درخشاني از گنجينه ادبي ملت قرقيز است که داستان هاي جنگ هشت نسل از خانواده ماناس را که بمنظور وحدت اقوام پراکنده و همبستگي ملل ديگر و مقابله با تجاوزخارجي صورت گرفته ، توصيف کرده است . ماناس محصول قرن هاي 10 تا 13ميلاد است . اين رزمنامه 18جلد و بيش از 2 ميليون و 400هزار واژه دارد ، اين حماسنامه نه تنها حاوي اشعار رزمي است بلکه دايره المعارفي براي پژوهش و تحقيقات تاريخي ، جغرافيايي ،مذهبي ،اقتصادي و اجتماعي و زبان قرقيزي محسوب مي شود .

امروزه در سرزمين پهناور غربي سين جيانگ در هر نقطه قرقيزي نشين صداي سرود " ماناس" به گوش مي رسد . در کشورهاي خارجي مانند روسيه و قرقيزستان ، تاجسکستان و ازبکستان تاريخ پژوهش و تحقيق درباره ماناس بسيار طولاني است و بسياري از تاريخدانان جهان در خصوص اين حماسه دست به تحقيقاتي زده اند . طولي نکشيد که قطعات ماناس به زبان هاي چيني، انگليسي ، روسي،فرانسوي ، آلماني و ژاپني و غيره ترجمه شد . لکن اکنون چاپ ونشر ماناس بطور کامل هم به زبان قرقيزي با همت آقاي جوسوپو در محافل حماسه شناسان جهان ايجاد کرده است .

آنچه شايان است ذکر شود اينکه اين رزمنامه براي پژوهش تاريخ قرقيز و تاريخ مبادله ملل آسياي ميانه نقش مهمي ايفا خواهد کرد و همين امر باعث مي شود تا نقش مهم آن بيش از پيش براي جهان و جهانيان آشکار گردد.

"جوسوپو "امسال 87سال دارد ، وي در دهکده اي کوچک در شهرستان" آهاچي" منطقه خودمختار سين جيانگ به دنيا آمد . از دوران کودکي جوسوپو تحت تاثير فرهنگ مردمي و باستاني ملت قرقيزقرار گرفت . جوسوپو از هشت سالگي خواندن "ماناس" به زبان قرقيزي را آموخت . تا اينکه در 17سالگي توانست بسياري از قطعات ماناس را بطور متوالي بخواند. ليکن ملت قرقيز چين برطبق فرمان نياکان متعقد است که ماناس کتابي مقدس است و هيچ کسي تا قبل از 40 سالي نمي تواند آشکارا و در هر محلي اين شعار حماسي را بخواند .

در غير اين صورت بلايا و حوادث ناگواري روبرو خواهد شد . جوسوپو آرام و به سرعت و با رنج و مشقت فراوان به کار خود ادامه داد و انتظار داشت که بتواند بزودي براي هم ولايتي هاي خود ماناس را قرائت کند . روزي که جوسوپو سالها در انتظار آن بود فرا رسيد ، سال 1958ميلاد جوسوپو 40ساله بود و توانست براي اولين بار عينا اشعار ماناس را براي مردم بخواند . مردم قرقيز از نقاط مختلف براي شنيدن سرود جوسوپو سوار بر اسب به گرد يکديگر جمع شدند. چه آنکه جوسوپو با قلبي مملو از احساسات اين سرود را مي خواند و مردم همگي اعتقاد داشتند که شنيدن سرود جوسوپو از بهترين لذتهاي هنري است . جوسوپو آنقدر با مهارت ماناس را مي سرود که توجه محافل حماسي و حماسه شناسان چين را به خود جلب کرد. اما آنچه شايسته در ذکر است اينکه در چند قرن اخير ،ناشران ماناس از کشورهايي مانند چين ؛ قزاقستان ، قرقيزستان ، ترکيه ،هند و غيره تمايل داشتند ماناس را بطور کتابي کامل در آورند . اما اين آرزو تا مدتهاي طولاني محقق نشد .

جوسوپو از بهار تا پاييز ، از زمستان تا تابستان ماناس را خوانده و خواند. به گونه اي که گاهي اوقات براي سرودن فصول حماسي شبانه روز مي خواند و آنان که مسئول نت برداري بودند ، شيفت به شيفت کار خود را ادامه مي دادند . تا اينکه سرانجام جوسوپو بطور متوالي و با تلاش بيش از 1300روز و تا مارس سال 1983ميلادي توانست تمامي ماناس را بخواند . بد نيست بدانيد که کتاب حماسي ماناس 14برابر حماسه "هومر" و مشتمل بر واژه هاي بسياري است . به همين سبب کار منظم و بررسي واژه هاي کتاب حماسي ماناس خيلي پيچيده و مشکل بود. تا اينکه در اواخر سال 1995 ميلادي اشعار حماسي ماناس به زبان قرقيزي در 8قسمت و 18جلد چاپ و نشر شد .

آري دست آورد جوسوپو توجه محافل حماسي و حماسه شناسان جهان را جلب کردو سال 1995 در جشنواره بزرگداشت هزارمين سالگشت ظهور ماناس در قرقيزستان مورد احترام و ستايش قرار گرفت و در سال 1997 قرقيزستان عنوان "هنرپيشه خلق" يعني بالاترين عنوان افتخاري اين جمهوري را به جوسوپو اعطا کرد .

اکنون جوسوپو ريييس افتخاري فدراسيون ادب و هنر منطقه خودمختار ايغور سين جيانگ و محقق عالي انجمن پژوهش ماناس چين است ، او اظهار اميدواري مي کند که روزي فرا رسيد که فيلم ها يا سريالهايي از روي حماسه ماناس تهيه شود تا مردم بيشتر با فرهنگ ملت قرقيز آشنا شوند . در چهل و نهمين جلسه مجمع عمومى سازمان ملل متحد، سال 1995.م. بنام سال «ماناس» نامگذارى شد. در اين سال جشن با شكوهى با مساعدت يونسكو برگزار گرديد.

 

منابع:م

  -۱

http://unesdoc.unesco.org/images/0010/001015/101544e.pdf)).

۲-

http://pe.chinabroadcast.cn/chinaabc/chapter15/chapter150403.htm

 

+ نوشته شده در  یکشنبه شانزدهم مهر 1385ساعت 13:17  توسط آيدين قشقايي  | 

 

زبان‌شناسان دوره‌هاي تاريخي زبان توركي كه قبل از زمان به وجود آمدن متن‌هاي توركي باستاني كه امروز در دست داريم است را به قرار زير بيان مي‌كنند:

1.دوره زبان يكسان آلتايي: دوره‌اي كه توركي هنوز از زبان‌هاي آلتايي جدا نشده بود.

2. باستاني‌ترين دوره توركي: زماني‌كه توركي از آلتاي جدا شده و به صورت يك زبان مستقل درآمده بود.

3.دوره توركي نخستين: زماني‌كه هنوز زبان‌هاي هو، آوار، خزر و بلغار از توركي جدا نشده بودند.

همچنين زبان شناسان تاريخ توركي را با توجه به كتيبه‌ها و متن‌هاي باستاني به دوره‌هاي زير تقسيم مي‌كنند:
1.دوره توركي باستان(قرن‌هاي 6 تا 13)
اولين دوره زمان توركي با توجه به كتيبه‌هاست كه تا قرن سيزده ميلادي ادامه داشته است.در مقايسه با ديگر دوره‌ها هم از نظر صداها و هم از نظر فرم و خزينه كلمات خالصترين است.متن‌هاي به دست آمده از اين دوره در سه دسته كؤك‌تورك، اويغور و قاراخانلي قرار مي‌گيرند:
آ) متن‌هاي كؤك‌تورك:نوشته‌هايي كه كؤك‌تورك‌ها با استفاده از الفبايي كه خودشان ايجاد كرده بوده‌اند نوشته‌اند.نوشته‌هاي اين دوره به بيش از 250 عدد مي‌رسد.نام بعضي از آن‌ها به قرار اين‌چنين است:كول تيگين، بيلگه قاغان، تونيوقوق، اورخون، چويرين، هويتو تامير، نالايها، تالاس، هانگيداي، ايه نور و ...

ب)متون اويغور
بعد از واژگوني حكومت كؤك‌تورك‌ها اويغورها را در صحنه تاريخ مي‌بينيم.با وجوديكه بيشتر نوشته‌هاي به‌دست آمده از اين دوره را ديني و اخلاقي تشكيل مي‌دهد اما در ميان آن‌ها نوشته‌هايي در مورد طب، طالع‌بيني و نجوم و شعر هم ديده مي‌شود.مهمترين آن‌ها كتيبه‌هاي زير هستند:
 سگگيز يوكمك: متني ديني اخلاقي ترجمه شده از چيني كه داراي خزينه كلمات بسيار غني است.
آلتون ياروق:حجيم‌ترين متن ترجمه شده از چيني به اويغوري است كه آن‌را سينگكو سلي توتونگ نوشته است.
ايرق بيتيك: متني در باره طالع‌بيني است كه از 65 بند تشكيل شده است.
داستان قايل‌آنام‌قار و پاپام‌قارا:داستان يك شاهزاده فهميده و يك شاهزاده كم‌فهم است.

پ):متون قاراخانلي
متون نوشته شده در دوره قاراخانلي اين‌ها هستند:
قوتادگو بيليگ:(علم سعادت،1069-1070)كتاب شعري با حدود 6645 بيت كه نويسنده كتاب يعني يوسف خاص حاجب بوسيله گفتوگويي ميان چهار مرد دولت ، انسان ،عدالت و عقل را تمثيل مي‌كند.وراه سعادت در دو جهان را نشان مي‌دهد.
ديوان لغات التورك:كتابي كه محمود كاشغري به منظور آموزش توركي به عرب‌ها و نشان دادن برتري زبان توركي در سال 1072 شروع و در سال 1077 به پايان رساند .و آن‌را به خليفه ابوالقاسم عبدالله تقديم كرد.اين كتاب اولين انسيكلوپدياي توركي به شمار مي‌رود.محمود كاشغري براي نوشتن اين كتاب تمام سرزمين‌هاي تورك‌زبان را گشت و تمام كلمات توركي را در آن به ثبت رسانيد.اين كتاب را همچنين مي‌توان اولين كتاب توركولوژي تاريخ دانست.توركولوق‌ها از آن به عنوان يادگار بي‌نظير اعصار گذشته ياد مي‌كنند.
عتابت‌الحقايق: اديب احمد اين كتاب را در قرن 12 و درباره دين و تصوف نگاشته است.
ديوان حكمت: شعرهايي كه خوجا احمد يسوي در اين كتاب نوشته و البته همه آن‌ها مربوط به خودش نيست.

۲. دوره ترکی میانه

دوره‌ای که ترکی باستان را به ترکی نوین مرتبط می سازد.در اين دوره به توركي مورد استفاده در آسياي ميانه توركي مشترك آسياي ميانه هم گفته مي‌شود.در قرن سيزده ميلادي، در دنياي تورك با به وجود آمدن بعضي تغييرات و جدايي‌ها كم‌كم در شكل زبان تغييراتي صورت مي‌گيرد.اين دگرگوني‌ها زمينه را براي ايجاد نظام نوشتاري نوين توركي پديد آورد.در واقع بايد گفت منطقه اصلي اين تغييرات شهر خوارزم بود.اين شهر از طرفي پلي براي ارتباط توركي قاراخانلي و توركي خوارزمي گشته و هم توركي باستان را وارد شرايط جديد مي‌كند و زمينه را براي به وجود آمدن لهجه جغتايي از گروه توركي شرقي به وجود مي‌آورد.

توركي خوارزمي نامي است كه به زبان نوشتاري توركستان غربي در قرون ۱۳ و ۱۴اطلاق مي‌شود.يادگارهاي به جا مانده از اين دوره در دو گروه توركي قبچاق و توركي خوارزم دسته‌بندي مي‌شوند اكنون به نام برخي از اين‌ها توجه كنيد:

توركي خوارزمي:

مقدمة‌الادب:اين كتاب بعد از ديوان لغات التورك غني‌ترين لغت‌نامه توركي است كه از طرف زمخشري در سال‌هاي۱۱۲۷-۱۱۴۴ نوشته و به خوارزمشاه آتسيز تقديم شده است.

قصص‌الانبيا:در اين اثر كه توسط رابغوزي در سال ۱۳۱۰ نوشته و به امير نصرالدين توق بوغا تقديم شده، داستان‌هاي آمده در قرآن كريم كه مربوط به پيغمبران الهي است و همچنين داستان حضرت محمد(ص) و سه خليفه و حضرت علي (ع) و امام حسن(ع) و امام حسين(ع) و نگاشته شده است.

معين‌المريد:اين كتاب شعر كه حاوي ۹۰۰ بيت است در سال ۱۳۱۳ و براي آموزش فقه و تصوف براي توركمن‌هايي كه عربي نمي‌دانستند نوشته شده است.

محبت‌نامه:يك اثر منظوم است كه خوارزمي آن را در سال ۱۳۵۳ نوشته است.

نهج‌الفراديس:ترجمه چهل حديث است كه محمود كدرلي آن را در سال ۱۳۵۸ با مضموني ديني، اخلاقي به توركي خوارزمي نوشته است.اين كتاب يك نمونه زيبا از نثر توركي خوارزمي به شمار مي‌رود.

در ضمن تفسير قرآن كريم نيز مربوط به اين دوره است.

توركي قبچاق:

کدکس کومانیکس:در سال ۱۳۰۳ نوشته شده و شامل لغت‌نامه‌ای مختصر به زبان های تورکی-آلمانی-لاتینی-فارسی است.

ترجمان تورکی و عربی:کتابی شامل لغت نامه و گرامر تورکی است و در سال ۱۲۴۵ نوشته شده است.

کتاب‌الادراک للسان‌الاتراک:اولین کتاب گرامر شناخته شده تورکی است که ابوحیان آن را در سال ۱۳۱۲ نوشته است.

خسرو و شیرین:ترجمه منظمومه خسرو وشیرین نظامی به تورکی است که قطب آن را در سال ۱۳۴۱ نوشته است.این کتاب از منابع پایه ای تورکی قبچاق است.

گلستان:ترجمه تورکی کتاب گلستان سعدی توسط سارایلی سیف.

التحفه‌الزکیه فی‌الغت‌الترکیه:تاریخ نگارش این کتاب دقیقا معلوم نیست.یکی از کتاب‌های گرامر تورکی قبچاق است.

القوانین‌الکلیه فی‌الغت‌الترکیه:نویسنده این کتاب هم که منبع مهم گرامر قبچاقی است معلوم نیست.

۳.دوره تورکی نوین(قرون ۱۵ تا ۲۰)

دوره‌ایست که لهجه‌های به وجود آمده در دوره میانه و ادبیات آن‌ها توسعه و ادامه می‌یابند.از نظر زبان‌شناسی به طور قطع نمی‌توان مرز مشخصی میان تورکی میانه و تورکی نوین تعیین کرد. ولی در هر حال می‌توان این دوره را دوره تغییرات لهجه‌ها و تاثیرات خارجی بر زبان تورکی انگاشت.

در این دوره از طرفی لهجه‌های اورخون و اویغور و قاراخانلی و خوارزم و لهجه دیگر به وجود آمده از آن یعنی تورکی جغتای رشد و توسعه می‌یابند و از طرف دیگر سلجوق‌های آناطولی به همراه لهجه‌های اوغوز با پیشرفت و رشد سریع در مدت زمان کمی دومین زبان نوشتاری تورکی را پدید می‌آورد.

تورک‌های خزر و تورک‌های شمال دریای سیاه تا قسمت‌های بزرگی از اروپا که در دوران ماقبل میلاد به آن‌جا کوچیده بودند همچنان تا قرن ۱۵ به حیات خود ادامه می‌دهند.

۴.دوره تورکی مدرن

تورکی مورد استفاده از ابتدای قرن بیستم تا به امروز در مناطق مختلف تورک‌نشین دنیاست.امروز زبان تورکی دارای بیست زبان نوشتاری مختلف و گویش‌های بیستر از این تعداد است.

منبع : http://turkish.blogfa.com/

(دوست گرامي، اين مطالب از آرشيوهاي وبلاگ فوق برداشت شده است)

+ نوشته شده در  شنبه پانزدهم مهر 1385ساعت 7:57  توسط آيدين قشقايي  |